اینجا زندگی کم رنگه ! » » خاتمی، دبیرستان، سینما، روزنامه

خاتمی، دبیرستان، سینما، روزنامه

یادش بخیر. سوم راهنمایی بودم. مامانم با بابام دعواشون شده بود. مامانم می گفت رای بده. بابام می گفت نه. بعد یهو شنیدیم یکی به اسم خاتمی کاندید شده. بعد بابام که با تفکراتش آشنا شد، گفت من به این رای می دم. منم گفتم رای بدین، رای بدین. من از صمیم قلب دوسش داشتم. یادمه همه بهش رای دادن. وقتی حرف می زد خیلی خوشحال می شدم. خاتمی که سر کار اومد. من وارد دبیرستان شدم. کم کم و کم کم دیدم روزنامه های مختلف در اومد. چقدر خوب بودن. کاریکاتور های باحال. جامعه، امروز. همه چی نو بود. فیلمها یهو تغییر کرد. “قرمز” و “دوزن” گل سر سبد فیلمای اون اوایل بود. خیلی خوشحال بودم. با اینکه اون موقع ها خیلی درس می خوندم ولی باز اگه وقت می شد تو جامعه هم یه نگاهی می نداختم. احساس می کردم دختر پسرا خوش تیپ تر شدن. دست به دست هم می دادن و انگار دنیا مال اوناس. البته به ما که چیزی نرسید. ولی باز من خوشحال بودم. کم کم که سنم رسید، گفتیم باید با مجلس حمایتش کنیم. بعد هم که دور دوم شد و بهش رای دادم. خیلی حال می داد. ولی کم کم می گفتیم اه چقدر انشاء می خونه. بابا پس برنامه هات کوش. کم کم و کم کم ازش نا امید شدیم. تا آخرش ازش متنفر شدیم. نمی دونم تقصیر ما بود یا اون که کوتاه می اومد. هر چی بود. من هیچ وقت آهنگ “عاشقم من” رو تو فیلم “قرمز” یادم نمی ره. همیشه یادمه که بازیگرایی مثل هدیه که الان دیگه از مد افتاده یا محمدرضای فروتن که بعد تو “دو زن” کولاک کرد با اون صدای لرزونش سینما رو تکون دادن. همیشه کاریکاتور یکی از روزنامه های چپی که یه دختر و پسرو رو دو تا بوم نشون می داد، که عشقشون رو با یه موشک کاغذی بهم ابراز می کردن، یادمه.
خاتمی آدم خوبی بود. دوسش داشتم و بعد ازش متنفر شدم. هر چی بود. قسمتی از خاطرات دبیرستان و یکم هم دانشگاه منه. پس به خاطر نوستالژی گذشته هم که شده دوسش دارم.

پی نوشت: آهنگ “عاشقم من” با صدای دلکش رو شنیدم و یهو همه چی واسم تداعی شد.

نوشته شده در پنجشنبه, بهمن ۸م, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۲۷ ق.ظ دسته : دسته بندی یک. شما می توانید از طریق RSS 2.0 feed دیدگاه های این نوشته را دنبال کنید. شما می توانید دیدگاهتان را بنویسید, یا از سایتتان بازتاب بفرستید.

۶ دیدگاه برای “خاتمی، دبیرستان، سینما، روزنامه”

  1. mozhdehhashemi می‌گه:

    http://news.sampad.info/article151.html
    ————————–
    من با اینکه خودم سمپادیم ولی چندان موافق سمپاد نیستم. سمپاد فقط صورت مساله رو پاک می کنه. الان یکی از هم مدرسه ای هام که لیسانسشو شریف بود. دکتراشو استنفورد گرفت و تو آمریکا موند و الان تو مایکروسافته. من خودم که شاگرد خیلی خوبی نبودم الان آمریکا، دکترا می خونم. درسته من می خوام برگردم. ولی اکثرا نمی خوان. پس این سمپاد به درد نخورد.

    [پاسخ]

  2. mozhdehhashemi می‌گه:

    اما حالا چی؟
    که خیلی بدتر شده
    همه چی پکیده…
    از کجاش بگم
    همه جاش داغونه
    دلم خیلی میسوزه که کاری ازم ساخته نیست
    ….
    —————————–
    خوب دیگه. وقتی یه ملتی منافع جمعی براش اهمیت نداشته باشه. بعد چند سال می شه همین وضع ایران. ما فکر می کردیم که اگه هر کی به فکر خودش باشه برده. الان داریم نتیجه ی این رو می بینیم. من یه پست تو این زمینه دارم به اسم “پنج تا بودیم”
    http://pooya.30na.net/?p=128

    [پاسخ]

  3. mozhdehhashemi می‌گه:

    miduni be nazaram shayad age tu sampad nabudi alan amrica ham nabudi
    tavana i haye har kas fargh dare benazaram
    nabayad chun baghieye madreseha chandan khub nistan hamin 4 ta madreseye khub ro ham az beyn bebarim k

    [پاسخ]

  4. mozhdehhashemi می‌گه:

    un postetam ro khunde budam
    taghriban hamasho khundam

    [پاسخ]

  5. pooya می‌گه:

    نمی دونم. شاید. ولی، این طوری تحلیل کردن درست نیست. تحلیل باید جامع باشه نه تکت تک. باید تاثیر کلی رو در نظر بگیریم. مثل این می مونه که هزار تومن به ده نفر بدیم به بقیه هیچی ندیم. بعد بگیم اگه به تو هزار تومن نداده بودیم الان مرده بودی. :D
    مرسی که بلاگ منو می خونی :D

    [پاسخ]

  6. mozhdehhashemi می‌گه:

    bebin
    manzooram ineke :
    doroste k hameye madarese ma bayad dar hade sampad bashe
    va in kheili ham khube k hameye madares sathe balaie dashte bashan
    amma nabayad k bian madarese khub ro kharab konan chun nemitunan k baghie ro behtar konan
    in k kheili maskharast

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید