اینجا زندگی کم رنگه ! » » پول

پول

امروز با دوستم حرف می زدم. می گفت که ما اگه برگردیم ایران نمی تونیم خونه بخریم. گفتم حالا یه کارش می کنیم. گفت چی کار. گفتم حالا بعدا فکرشو می کنم. گفت نه نمیشه. گفتم خوب تو برنگرد. گفت بنده خدا، بری ایران با اون قیمتا نمی تونی. گفتم واسه من پول مهم نیست. مهم اینه که احساس خوبی داشته باشم. بعد اون قسمت شعری که گذاشتم تو بلاگم رو که می گه این خانه قشنگ است ولی خانه ی من نیست رو خوندم. من دوست دارم نسبت به خاکی که روش راه می رم احساس مالکیت کنم. الان دارم به آهنگ “گل گلدون من” گوش می دم. آخه آدم می تونه خودشو از زمزمه کردن این آهنگای قشنگ توی پاییز روی خیابونای کرج و تهران که توشون کلی خاطره داره محروم کنه. یادم میاد از دانشگاه که بر می گشتم. با مترو تا کرج نمی رفتم. ایستگاه صادقیه که می رسیدم، میومدم بیرون. معمولا عصرا میومدم خونه. می رفتم سوار ماکروس های آزادی می شدم. تنهای تنها بودم. پول نداشتم. ولی لذت می بردم از زندگیم. فکر کنین آدم سوار ماکروس احساس خوبی داشته باشه. بعد واسه اینکه عیشمو تکمیل کنم به راننده می گفتم به جای آخر اتوبان منو تو مهرویلا پیاده کنه. بعد تا خونه پیاده میومدم. دستمو می کردم تو جیبم و باد که تو صورتم می زد حس می کردم صاحب دنیام. به همه چی با دقت نگاه می کردم. آروم آروم میومدم خونه و آهنگ “دیگه عاشق شدن فایده نداره” ی کوروس سرهنگ زاده رو زمزمه می کردم و یه حس نوستالژی باحالی بهم دست می داد. من کلا فتیشه نوستالژی دارم. بعد که می رسیدم خونه چای حاضر بود. کار هایی که تو روز کرده بودم رو واسه مامانم تعریف می کردم. بعد ماشینو بر می داشتم و می رفتم بیرون یه چرخ می زدم.یادمه وقتی از سینما سپیده تا میدون انقلابو پیاده می اومدم از اینکه از جلوی دانشگاه تهران رد می شدم حس خوبی داشتم. یادمه با اینکه اصلا تو دانشگاه تهران درس نخونده بودم ولی به اونجا افتخار می کردم. پول نداشتم حتی یه قرون چون اصلا سر کار نمی رفتم. ولی از زندگیم لذت می بردم. برای اینه که می گم همه چیز پول نیست. الان که حقوق می گیرم یه صدم اون موقع هم احساس خوبی ندارم.

نوشته شده در یکشنبه, دی ۲۷م, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۹ ق.ظ دسته : دسته بندی یک. شما می توانید از طریق RSS 2.0 feed دیدگاه های این نوشته را دنبال کنید. شما می توانید دیدگاهتان را بنویسید, یا از سایتتان بازتاب بفرستید.

۸ دیدگاه برای “پول”

  1. mushi می‌گه:

    miduni asasan pool khoshbakhti nemiare ama bipooli bad bakhti miare
    shayd delet bekhad bargardi ama alan hame afsordan
    eghragh nemikonam ama ba doostam faghat az iran harf mizanim
    az badbakhtiaye khodemoon o mardom
    har ghadr ham mikhaym harfe khoob bezanim tahesh be badbakhti miresim
    adam vaghti az sob mardom ro too shadi bebine shab narahat nist !
    nemigam
    nemigam hamash dari khoshi mikonia
    migam inja ham khabari nist

    [پاسخ]

  2. mushi می‌گه:

    cheghad man harf zadam!

    [پاسخ]

  3. Pooya می‌گه:

    شما به عنوان تنها خواننده ی این بلاگ رو سر ما جا داری. هر چی‌ دوس داری بنویس. اصلا اگه خواستی‌ می‌تونم یه پست رو اختصاص بدم به تو که توش بنویسی‌.

    [پاسخ]

  4. mushi می‌گه:

    aziatam mikoni?

    [پاسخ]

  5. pooya می‌گه:

    نه بابا. جدی می گم

    [پاسخ]

  6. سینا می‌گه:

    تنها خواننده ی وبلاگ !؟ پس من هویجم؟!

    پول خوبه، اگه حس خوبی باهاش باشه :)

    [پاسخ]

  7. pooya می‌گه:

    ساری. آی دیدنت ریکال یور نیم. مای اپولوجیز

    [پاسخ]

  8. mozhdeh می‌گه:

    آپ نمیکنی؟

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید